پاسخ به سوالات وهابیت
و این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید. سوره انعام - آیه 153
به گزارش «شیعه نیوز» ، به دنبال سفر «حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی کورانی» از علمای لبنانی مقیم قم به مصر و افتتاح نخستین حسینیه رسمی توسط وی در قاهره، غوغاسالاری شخصیتها و رسانه های سلفی علیه شیعیان ادامه دارد.
در همین راستا «شیخ محمد بن عبدالملك زغبی» روحانی مصری
وابسته به رژیم سعودی، با صدور بیانیهای خصمانه سفر کورانی به مصر و
افتتاح حسینیه در مصر را محکوم کرد و آن را تلاش برای ترویج "عقائد فاسد
شیعیان"(!) در مصر خواند.

وی در ادامه خواستار واکنش شخصیت های دینی
در برابر افتتاح این حسینیه شد و از علمای االازهر خواست فتوای تخریب آن
را صادر کنند. زغبی در ادامه اظهارات خصمانه علیه شیعیان، ساخت حسینیه
شیعیان در مصر شد.
زغبی همچنین خواستار اقدامات قانونی برای اخراج
شیخ علی کورانی از مصر گردید و از "علمای الازهر"، "وزارت اوقاف"، "جمعیت
شرعیه" و "انصار اهل سنت و جماعت اسلامی" خواست اقدامی فوری برای توقف
فعالیت های شیعیان در مصر را انجام دهند و در خطبه های نماز جمعه به صورت
هماهنگ و یکپارچه هجوم به شیعیان و محکومین فعالت آنان را به عنوان محور
اصلی خطبهها قرار دهند.
ادامه دروغهای العربیه
در
همین راستا شماری از شبکه های ماهوارهای و سایتهای خبری وابسته به
سلفیان، برای تشدید موج ضدشیعی در مصر دروغها و فرافکنیهای خود علیه
شیعیان را ادامه میدهند.
ادامه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید :
برچسبها: وهابیت, حسینیه شیعیان مصر, شعیان مصر, تخریب حسیتیه
ادامه مطلب
سوالی در خصوص احادیث زیارت قبور مطرح است که شما که زیارت قبور را شرک می دانید با زیارت نمودن شخص پیامبر از قبور چه می کنید؟
از احاديثي که صحاح و سنن آنها را نقل کردهاند، استفاده ميشود که پيامبر خدا به علّتي، بطور موقّت از زيارت قبور نهي کرده بود سپس اجازه داد که مردم راهيِ زيارت آنها شوند.
شايد علت نهي اين بوده که اموات گذشته آنان، غالباً مشرک و بت پرست بوده اند و اسلام علاقه و پيوند آنان را با جهان شرک قطع کرده بود. ممکن است علت نهي چيز ديگري بوده باشد و آن اين که گروه تازه مسلمان، بر سر خاک مردگان به باطل نوحه سرايي مي کردند و سخنان خارج از ادبِ اسلامي به زبان مي راندند. ولي پس از گسترش اسلام و پا برجايي نهال ايمان در دل افراد، اين نهي برداشته شد و پيامبر گرامي به خاطر منافع تربيتي که در زيارت قبور هست اجازه داد تا مردم به زيارت قبور بشتابند. نويسندگان سنن و صحاح در اين زمينه چنين نقل ميکنند:
1 - «زُورُوا القبورَ فإنها تُذَکِّرُکم الآخِرَةَ...»(1).
«قبرها را زيارت کنيد؛ زيرا زيارت آنها، مايه يادآوري سراي ديگر ميگردد.»
2 - «کُنْتُ نَهَيْتُکُمْ عَنْ زِيارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوا، فَاِنَّها تُزَهِّدُ فِي الدُّنْيا وَتُذَکِّرُ الآخِرَةَ»(2).
«من شما را از زيارت قبور نهي کرده بودم، از اين به بعد زيارت کنيد؛ زيرا زيارت قبور، شما را نسبت به دنيا بياعتنا ميسازد و آخرت را به ياد ميآورد.»
روي همين اساس است که پيامبر گرامي، قبر مادر خود را زيارت ميکرد و مردم را به زيارت قبور سفارش ميفرمود؛ زيرا زيارت قبور مايه يادآوري آخرت است.
3 - «زارَ النّبيّ قَبْرَ اُمِّهِ فَبَکي واَبْکي مَنْ حَولَه... إستأْذَنْتُ رَبِّي في اَنْ أَزُورَ قَبرها، فَاَذِنَ لِي، فَزُورُوا الْقُبُورَ فَإِنَّها تُذَکِّرُکُمُ الْمَوْتَ»(3).
«پيامبر - ص - قبر مادر خود را زيارت کرد و در کنار قبر او گريست و کساني را که دورش گرد آمده بودند گرياند، آنگاه فرمود: از خدايم اجازه گرفتهام که قبر مادرم را زيارت کنم، شما نيز قبرها را زيارت کنيد، زيرا زيارت آنها مرگ را به ياد ميآورد.»
4 - عايشه ميگويد:
«أنَّ رَسُولَ اللَّهِ رَخَّصَ في زِيارَةِ الْقُبُورِ»(4).
«پيامبر خدا بر زيارت قبور اجازه داد.»
5 - عايشه همچنين ميگويد: پيامبر کيفيت زيارت قبور را اين چنين برايم آموخت:
«فَأمَرَني رَبِّي آتي الْبقِيعَ فَأَسْتَغْفِرَلَهُمْ، قُلْتُ کَيفَ أقُولُ: يا رسول اللَّهَ، قالَ: قُولي: السلامُ علي أهل الدِّيارِ مِنَ الْمُؤمنينَ والمُسْلِمينَ يَرْحمُ اللَّه المُسْتَقْدِمينَ مِنّا وَالمُسْتأخِرينَ وإنَّا إنْ شاءاللَّه بِکُمْ لاحِقونَ»(5).
«پروردگارم دستور داد که به بقيع بيايم و بر خفتگان در آن طلب آمرزش کنم، (عايشه) ميگويد: گفتم اي رسول خدا چگونه بگويم؟ فرمود: بگو سلام بر اهل اين ديار؛ از مؤمنان و مسلمانان. خداوند پيشينيان از ما و آنان که به دنبال ما ميآيند را رحمت کند، ما به همين زودي به شما ملحق ميشويم.»
6 - در احاديث وارد شده که پيامبر با چه جملههايي به زيارت قبور ميپرداخت، مانند:
«السَّلامُ عَلَيْکُم دارَ قَوْمٍ مُؤمنينَ وإنّا واِيَّاکُمْ مُتواعِدونَ غَداً ومُواکِلُونَ، واِنَّا اِنْ شاءاللَّهُ بِکُم لاحِقُونَ، أللّهمَّ اغْفِر لأِهْلِ بقيع الغَرْقَدِ»(6).
در حديث ديگر، چنين آمده:
«السَّلامُ عَلَيْکُمْ أهْلَ الدِّيارِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُسْلِمِينَ وَإنَّا اِنْ شاءاللَّهُ بِکُمْ لاحِقونَ، اَنتُم لنا فَرَطٌ ونَحْنُ لَکُم تَبَعٌ أسْئَلُ اللَّه الْعافِيةَ لَنا وَلَکُمْ»(7).
از حديث عايشه استفاده ميشود که هرگاه آخر شب فرا ميرسيد، پيامبر به سوي بقيع ميرفت و ميگفت:
«السَّلامُ عَلَيْکُمْ دارقَوْمٍ مُؤْمِنينَ وَاَتاکُمْ ما تُوعَدُونَ، غَداً مُؤَجِّلُونَ، وَاِنَّا اِنْ شاءَاللَّهُ بِکُمْ لاحِقُونَ أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِأهْلِ بَقِيعِ الْغَرْقَدِ»(8).
ازحديث ديگري استفاده مي شود که پيامبر گرامي بطور دستجمعي به زيارت قبور ميشتافت و به آنان تعليم مي کرد که اهل قبور را چگونه زيارت کنند.
«کانَ رسوُلُ اللَّهَ يُعَلِّمُهُمْ اِذا خَرَجوا اِلَي الْمَقابِرِ فَکانَ قائِلُهُمْ يَقُول: السَّلامُ عَلَي أهلِ الدِّيارِ (يا) السَّلامُ عَلَيْکُمُ أهْلَ الدِّيارِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ وإنّا إنْ شاءَاللَّهُ لاحِقُونَ أَسْئَلُ اللَّهَ لَنا وَلَکُم الْعافِيَةَ...»(9).
-----------------------------------------------------------------
پانوشت:
(1) صحیح ابن ماجه 1 :113.
(2) سنن ترمذی 3 :274.
(3) صحیح مسلم 3 :65.
(4) سنن ابن ماجه 1 :113.
(5) صحیح مسلم 3 :64 وسنن نسایی 3: 76.
(6) سنن نسایی 4 :76.
(7) همان.
(8) صحیح مسلم 3 : 63.
(9) صحیح مسلم 3 : 11.
چرا پیامبر(ص) با عایشه و حفصه ازدواج کردند؟ آیا این ازدواج دلیلی بر حقانیت این دو نفر محسوب نمی شود؟
پاسخ کوتاه:
1- طبق نظر اهل سنت پيغمبر علم غيب ندارد پس ازدواج و يا دوستي وي با کسي نمي تواند دليل بر صحت عقايد و رفتار وي باشد .
2- حتي اگر بگويند رسول خدا وي را مي شناخته و با وي ازدواج کرده است ، علت ازدواج را همان علت ازدواج حضرت نوح و حضرت لوط با همسرانشان مي دانيم . با اينکه در قرآن کريم آمده است که همسر ِ حضرت نوح و نيز همسر حضرت لوط ، همراه و همنظر با دشمنان ايشان بوده اند .
ادامه مطلب
شیخ "محمد العریفی" چهره سرشناس وهابیت چند روز پیش در یک برنامه تلوزیونی قرآن کریم که بالاترین، مقدس ترین و عظیم ترین کتاب همه مسلمانان جهان به شمار می رود را مورد تمسخر قرار داد.
نکته قابل توجه این است که طی کمتر از یک ساعت از مورد تمسخر قرار گرفتن قرآن کریم توسط این عالم نمای وهابی، کیلیپی از سخنان تمسخر آمیز وی بر روی سایت های اینترنتی مختلف از جمله یوتیوب قرار گرفت و به سرعت در جهان منتشر شد. سایت های مختلف اینترنتی به ویژه سایت های ضد اسلامی هم این کیلیپ را بر روی صفحه اصلی خود قرار داده و آن را بهانه ای برای تمسخر مسلمانان و دین مبین اسلام قرار دادند.
قابل ذکر است "محمد العریفی" چندی پیش حضرت آیت الله سید "علی سیستانی" مرجع عالیقدر جهان تشیع را مورد اهانت قرار داده بود و پس از چند روز مجبور به عذرخواهی رسمی شد.
ناگفته نماند، "محمد العریفی" از چهره های وهابی بوده که با حضور در مناطق جنوبی عربستان سعودی که هم مرز با یمن است، با سربازان ارتش سعودی که در کشتار شیعیان الحوثی در شمال یمن شرکت داشتند، دیدار و گفتگو کرده و با ایراد سخنرانی های دینی، به اصطلاح آنان را از نظر روحی برای کشتار این شیعیان آماده می کرد.
شیعه آنلاین
بهلول اگر چه به مصلحت خود را به دیوانگی زد ولی با حرکاتی شبیه به دیوانگان شاهکار هایی فرا تر فهم خیلی از عاقلان انجام می داد :
آورده اند که روزي ابوحنیفه در مدرسه مشغول تدریس بود، بهلول هم در گوشه اي نشسته و به درس او گوش می داد.
ابوحنیفه در بین درس گفتن اظهار نمود که امام جعفر صادق (ع) سه مطلب اظهار می نماید که مورد تصدیق من نمی باشد و آن سه مطلب بدین نحو است :
اول آنکه می گوید شیطان در آتش جهنم معذب خواهد شد و حال آنکه شیطان خود از آتش خلق شده و چگونه ممکن است آتش او را معذب نماید و جنس از جنس متاذي نمی شود .
دوم آنکه می گوید خدا را نتوان دید حال آنکه چیزي که موجود است باید دیده شود. پس خدا را با چشم می توان دید.
سوم آنکه می گوید مکلف فاعل فعل خود است که خودش اعمال را با اختیار به جا می آورد حال آنکه تصور و شواهد بر خلاف این است. یعنی عملی که از بنده سر میزند از جانب خدا اراده شده است و ربطی به بنده ندارد.
چون ابوجنیفه این مطالب را گفت بهلول کلوخی از زمین برداشت و به طرف ابوحنیفه پرتاب نمود که از قضا آن کلوخ به پیشانی ابوحنیفه خورد و او را سخت ناراحت نمود و سپس بهلول فرار کرد شاگردان ابوحنیفه عقب او دویده و او را گرفتند و چون با خلیفه قرابت داشت او را نزد خلیفه بردند و جریان را به او گفتند.
بهلول جواب داد ابوحنیفه را حاضر نمایید تا جواب او را بدهم.
چون ابوحنیفه حاضر شد بهلول به او گفت: از من چه ستمی به تو رسیده ؟
ابو حنیفه گفت: کلوخی به پیشانی من زده اي و پیشانی و سر من درد گرفت.
بهلول گفت: درد را می توانی به من نشان دهی؟
ابوحنیفه گفت: مگر می شود درد را نشان داد؟
بهلول جواب داد تو خود می گفتی که چیزي که وجود دارد را می توان دید و بر امام صادق (ع) اعتراض می نمودي و می گفتی چه معنی دارد خداي تعالی وجود داشته باشد و او را نتوان دید
و دیگر آنکه تو در دعوي خود کاذب و دروغگویی که می گویی کلوخ سر تو را به درد آورد زیرا کلوخ از جنس خاك است و تو هم از خاك آفریده شده اي پس چگونه از جنس خود متاذي می شوي
و مطلب سوم خود گفتی که افعال بندگان از جانب خداست و بنده در آن مجبور است و هیچ اختیاری ندارد پس چگونه می توانی مرا مقصر کنی و مرا پیش خلیفه آورده اي و از من شکایت داري و ادعاي قصاص می نمایی.
ابوحنیفه چون سخن معقول بهلول را شنید شرمنده شده و از مجلس خلیفه بیرون رفت.
مسجد الحرام حامل خاطرات فراوانی است، به هر قسمت که نگاه کنی یاد آیات و روایاتی می افتی که خواندی و شنیدی.
از آن همه سراغ آب زمزم می رویم.
مسجد الحرام معجزات و کرامات زیادی به خود دیده است.
اما آب زمزم تنها معجزه جاوید مسجد الحرام است.
آبی در سرزمینی کاملا خشک و پوشیده از سنگهای غیر قابل نفوذ.
آبی که بو، طعم و زنگش به مرور زمان تغییر نمیکند.
دکتر ماسارو يموتو از محققان ژاپني آب زمزم را غیر قابل تغییر و کاملا منحصر به فرد می داند.
ارتفاع آب 12 متر است که در ذی حجه به 18 متر می رسد، و وقتی حجاج برگشتند به 12 متر برمی گردد.
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم در طول عمرشان چیزی از کسی درخواست نکردند، اما وقتی کسی به مکه می رفت از او آب زمزم را بعنوان هدیه درخواست میکردند.
وارد موزه میشویم:
ابتدا محفظه فلزی بر دهانه چاه در 70 سال قبل
نیز عکسی از همان دوران
اما شاهد بحث ما این تابلوی سنگی است که در سال 1299 سر در ورودی چاه نصب شده است
روایتی بسیار پر مغز و در عین حال کوتاه:
قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ماء زمزم لما شرب له، آب زمزم نوشیده شود برای هرچیزی.
این روایت در اکثر منابع اهل سنت موجود است، مانند:1- سنن ابن ماجه ج 2 ص 1018
2-مستدرک حاکم نیشابوری ج 1 ص 473
3- مسند احمد حنبل ج 3 ص 357
4- کنزالعمال ج 12 ص 224
نیز در منابع شیعه، مانند:
1- کافی ج 6 ص 387
2- وسائل الشیعه ج 13 ص 245
3- بحار الانوار ج 57 ص 45
اما وهابی ها، این دشمنان بد خط و خال اسلام و قرآن و پیامبر، این سنگ را به موزه برده و روایت را با حذف نام پیامبر ثبت کرده اند:
حال آیا این جمله "ماء زمزم لما شرب له"، حکیمانه هست یا نیست؟
اگر هست (که هست) چرا باید حذف شود؟
سراسر مسجد الحرام را که بگردی یک روایت از آن بزرگوار پیدا نمیکنی!
آب زمزم چه ربطی به بحث شیعه و سنی و دشمنی با مولود کعبه دارد؟
تا اینکه امسال (1388) اصل روایت را نیز محو کردند تا به خیال خود منکر هرگونه تبرک برای چیزی شوند
چون به زعم باطل آنان تبرک به اشیاء و اموات شرک است!
در حالی همه مسلمانان طبق آموزه های دینی در طول تاریخ به آب زمزم تبرک می جستند.
البته از منظر قرآن اینان خود یهود و نصارا هستند:
يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود والنصارى أولياء بعضهم أولياء بعض ومن يتولهم منكم فإنه منهم إن الله لا يهدي القوم الظالمين المائدة آيه 51
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، يهود و نصارى را دوستانِ [خود] مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند. و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد، از آنان خواهد بود. آرى، خدا گروه ستمگران را راه نمىنمايد.
و سوالاتی دیگر از وهابیون:
چرا علیه سلمان رشدی حتی یک بیانیه خشک و خالی صادر نکردند؟
چرا علیه کاریکاتورهای دانمارکی کلامی نگفتند؟
چرا فیلم فتنه را دیدند و علیه بانیان هلندیش موضعی نگرفتند؟
چرا برپائی راهپیمائی به حمایت از غزه را حرام اعلام کردند؟
چرا...
به نقل از کانون گفتگوی قرآن
با اندکی تصرف
سوال یکی از خوانندگان:
لطفا بگین چرا در فرهنگ شيعه، هميشه حزن، اندوه و عزادارى حاكم است؟
پاسخ :
يكم. البته در فرهنگ شيعه اعياد بزرگى وجود دارد مانند روز تولد چهارده معصوم، عيد سعيد غدير خم، عيد قربان، عيد فطر، مبعث و همه روزهاى شادمانى و سرور است.
دوم. اگر ملتزمان به فرهنگ شيعى، سرور و شادمانى خود را به صورت عزادارى علنى نمىكنند، اشكال از فرهنگ نيست بلكه پيروان فرهنگ، اين كوتاهى را كرده اند.
سوّم. در فرهنگ اسلامى، به همان اندازه كه به سوگوارى بر اهلبيت (ع) تأكيد شده است، به سرور و شادمانى نيز توصيه شده است و حتى در كلمات و جملات گوناگونى، به شادمان كردن ديگران امر شده است. رسول خدا (ص) به شادمان كردن فرزندان يتيم مؤمن، كودكان و مؤمنان دستور دادهاند. آن حضرت در حديث زيبايى فرمودهاند: «كسى كه مؤمنى را شادمان كند، مرا شادمان كرده است و هر كه مرا شادمان كند، خداوند را شاد كرده است»(1).
چهارم. يكى از دلايل غالب بودن عزادارى بر سرور و شادمانى در فرهنگ شيعى، ظلمى است كه به اهلبيت (ع) رفته است، ظلمى كه نمىتوان در تاريخ، برابرى براى آن پيدا نمود. ازاينرو، بديهى است كه در حد ظلم عظيمى كه بر امامان معصوم رفته است ياد كرد مظلوميت آنان در قالب سوگوارى، مرثيه و روضهخوانى گستردهتر از شادمانى باشد و در اين ميان از آنجا كه ظلمى كه به سيدالشهدا (ع) شده، از ظلمهاى ديگر به امامان (ع) برتر و عميقتر بود، ذكر مصايب آن حضرت بيشتر و فراگيرتر است.
پى نوشت:
(1) منتخب ميزانالحكمه، ص 249.
وهابیت چگونه بوجود آمد؟ چرا وهابیت خطرناک است؟

براى شناخت وهابيت و آگاهى از خطرات آنها نسبت به دين اسلام، بايد اين مسلك انحرافى را از زواياى مختلف مورد مطالعه قرار دارد، از جمله: نحوه پيدايش و بوجود آمدن آن، و طرز تفكر آنان نسبت به دين و اولياى الهى و شعائر اسلامى، عملكرد آنها در حوزه اجتماع وسياست و ...
الف) مسلك وهابيت،
مسلك وهابيت، منسوب به محمد عبدالوهاب نجدى است و علّت اين كه آن را به خود شيخ محمد نسبت ندادهاند و نگفتهاند «محمديه» به جهت اين بوده است كه مبادا پيروان اين مذهب، نوعى شركت در نام پيامبر را پيدا كنند.
محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 ه. ق در شهر «عيينه» چشم به جهان گشود. از كودكى به كتابهاى تفسير، حديث و عقايد، علاقه داشت و از همان دوران جوانى، اعمال مذهبى مردم «به خدا» را زشت مىشمرد، وى به مدينه رفت و در آن جا توسل مردم به پيامبر (ص) را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افكار و عقايد خود را كه قبلًا از سوى ابن تيميه و شاگردش ابن قيم پىريزى شده بود اظهار نمود به تبليغ و ترويج و رسميت دادن آن همت گماشت.
ب) اعتقادات شاخص وهابيان
وهابيان معتقدند: هيچ انسانى، نه موحد است و نه مسلمان مگر اين كه امورى را ترك كند. اين امور عبارت است از:
1. به وسيله هيچ يك از رسولان و اوليا، به خداوند توسل نجويد. و در صورت توسل در راه شرك گام نهاده و مشرك مىباشد
2. زائران به قصد زيارت به آرامگاه رسول خدا نزديك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روى قبر نسازند
3. از پيامبر (ص) طلب شفاعت نكنند
4. زيارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه براى آنان، شرك است
5. وهابيان بر اين باورند كه مسلمانان، در طى روزگار از آيين اسلام منحرف شدهاند
6. هر گونه مراسم تشييع جنازه و سوگوارى حرام است.
و امثال اين موارد كه در اين مجال نمىگنجد. براى آگاهى بيشتر در اين زمينه بايد كتابهاى مربوطه را مطالعه كرده اين منطق خشك و بىپايه، در تقابل با منطق وحى قرار دارد، چرا كه قرآن در موارد ياد شده نظرات صريحى و مخالف وهابيان دارد:
1. قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القُربى،(1).
يكى از مصاديق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بيت و ذى القرى، قبرهاى آنان و تعمير آنها است. اين راه و رسم در ميان ملتهاى جهان وجود دارد و يك نوع سنّت عرفى به حساب مىآيد.
2. فقالوا ابنوا عليهم بنيانا قال الذين غلبوا على امرهم لنتخذّن عليهم مسجدا،(2).
هنگامى كه وضع اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان دو نظر ابراز داشتند. آيه شريفه متذكر آن مىشود انتقاد يا لحن اعتراضى نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به آيه شريفه، هرگز نمىتوان تعمير قبور اولياى الهى و صالحان راعملى حرام و يا حتى مكروه قلمداد كرد، بلكه آيه شريفه، به نوعى تشويق مىكند كه براى بزرگداشت اوليا و صالحان و حفظ قبرهاى آنان، بايد كوشا بود.
3. و استغفر لذنبك و للمؤمنين،(3).
4. وصلّ عليهم ان صلاتك سكن لهم،(4).
5. و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما،(5).
اين آيات بيانگر اين است كه طلب آمرزش پيامبر در حق افراد، كاملًا مؤثر و مفيد مىباشد. و موضوع شفاعت پيامبر (ص) و دعاى آن حضرت، نه تنها در آيات صريح بلكه در احاديث عامه و خاصه و سيره صحابه نيز مشهود است.
براى آگاهى بيشتر در اين مورد به این منابع مراجعه شود :
1. صحيح مسلم، ج 1، ص 54
2. صحيح بخارى، ج 1
3. سنن ترمذى، ج 4، ص 42 (باب ما جاء فى شأن الصراط)
4. مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 12
5. شفاعت در قلمرو عقل و قرآن و حديث، استاد جعفر سبحانى
ج. وهابيان تمام فرق اسلامی را کافر و خون آنها را مباح می دانند :
وهابيان قائل به جنگ با ديگر فرقهها و مذاهب اسلامى هستند و مدعىاند كه يا بايد به آيين وهابيت در آيند و يا جزيه دهند. آنان مخالف خود را متهم به كفر و شرك مىكنند و اموال، نفوس و ناموس و ديگران را حلال مىدانند. خلاصه اين كه آيات قرآنى وارده درباره شرك و كفر را، بر مسلمانان مخالف خود منطبق مىكنند. و اين بزرگترين ضربه به پيكر جامعه اسلامى و مسلمانان است،(6).
با اين تفكر بسته و خشك وهابيت بود كه وقتى كه سعودىها (در سال 1344 هجرى قمرى) بر مكه و مدينه و اطراف آن
تسلّط يافتند، مشاهده متبرك بقيع و آثار خاندان رسالت و صحابه پيامبر را شكستند و از بين بردند،(7).
براى عملكرد و كارهايى كه وهابيت در حوزه اجتماع و سياست انجام دادهاند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعى، بايد به كتابهاى تاريخى مراجعه كرد. چهره خشن و متعصب وهابيت، در عرصه سياست، حكومت و مردمدارى، همان بود كه طالبان را در عمر موقت سياسيخود در كشور افغانستان به منصه ظهور رساندند. خون مردم مسلمان را بى محابا به زمين ريختند. عرض و ناموس مسلمانان را هتك كردند. و از اسلام يك چهره زشت، خشن و عقب مانده براى جهانيان ترسيم نمودند.
بنابراين وهابيت، هم در نحوه پيدايش و انعقاد تفكّر، مبغوض علماى فرقههاى مختلف مسلمين بوده است و هم در نگرش نسبت به مسائل دينى مورد رد عالمان قرار گرفته است. حتى اولين كتابى كه در رد وهابيت نگاشته شده الصواعق الالهيه فيالرد على الوهابيه» به وسيله برادر محمد بن الوهاب (سليمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.
در عرصه سياست نيز جاده صاف كن دشمنان دين و اسلام بودهاند اين آيين و مسلك، ساخته و پرداخته خود انگليسىها مىباشد و چه ضربه و ضررى محكمتر و بيش از اين بر اسلام و مسلمانان مىتوان تصور نمود.
در اينجا به چند عواملى از فعاليت وهابيت اشاره مى كنيم:
چند عامل را مى توان در ارتباط با گسترش اين فرقه نام برد:
1. تشديد فعاليت هاى تبليغاتى و فرهنگى وهابيت در داخل ايران و حوزه هاى مسلمان نشين خارجى (نظير حوزه قفقاز، بالكان و ساير كشورهاى مجاور ايران) كه آمادگى براى تأثيرپذيرى از انقلاب اسلامى ايران مشاهده مى شود، وهابيت به عنوان جريانى انحرافى در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظيفه جلوگيرى از تداوم و گسترش جريان اسلام گرايى اصيل كه به دنبال پيروزى انقلاب اسلامى در سطح جهانى در حال پيشرفت است را بر عهده داشته و از اينرو تخريب و ايجاد تزلزل در مبانى فكرى و اعتقادى شيعيان به عنوان محور اصلى اين جريان را دنبال مى نمايد. از اين رو در سالهاى اخير در جهت همسويى با تهاجم فرهنگى و نظامى آمريكا عليه كشورهاى اسلامى و به خصوص ايران، فعاليت هاى تبليغى خود را در ايران توسعه بخشيده است. البته در مقابل اين تهاجم حوزه هاى علميه و نظام اسلامى، اقدامات و تدابير امنيتى و فرهنگى مناسبى هر چند ناكافى اعمال نموده اند.
2. وهابيت به دليل افكار اعتقادى خاصى كه در باب شفاعت، توسل، شرك و مانند آن دارد در تعارض كامل با مذهب شيعه است هر چند كه اكثريت فرقه هاى اهل سنت با تفكرات اين گروه مخالفند از اين رو گروه ياد شده همواره در تلاش است تا با تبليغات سازمان يافته (اعم از كتاب، مقاله، سخنرانى و مانند آن) بيشتر شيعه را بكوبد.
3. خطر بزرگتر اين گروه، روش هاى دور از منطق اسلامى است كه در برخورد با دنيا پيش گرفته است از جمله: ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبرى ملاعمر و اسامه بن لادن) است كه سبب بهانه جويى غربى ها شد كه مسلمانان را به تروريسم و خشونت و مخالف تمدن معرفى كنند تا جايى كه دست قدرت هاى استعمارى غرب به خصوص آمريكا را در منطقه باز گذاشته و زمينه دخالت هاى نظامى و سياسى آنان در كشورهاى اسلامى فراهم ساخته، افغانستان و عراق دو نمونه بارز اين دخالت ها به شمار مى آيند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
براى مطالعه و تحقيق پيرامون وهابيت، می توانید به کتابهای ارزشمند زیر مراجعه کنید:
1- آيين وهابيت جعفر سبحانى
2- برگى از جنايات وهابىها مرتضى رضوى ترجمه: ضيايى
3- وهابيان على اصغر فقيهى
4- آيا اين است اسلام واقعى ابوالفضل حسينى
5- فتنه وهابيت زينى دهلان ترجمه: همتى
6- نقدى بر انديشه وهابيان موسوى قزوينى ترجمه: طارمى
7- تحليلى نو بر عقايد وهابيان حسن ابراهيمى
8- فرقه وهابى و پاسخ به شبهات آنها قزوينى ترجمه: دوانى
9- نقد و تحليلى پيرامون وهابيگرى همايون همتى
10- اشتباه بزرگ وهابىها عيسى اهرى
11- پيشينه سياسى فكرى وهابيت درّى
12- تاريخ مكه هادى امينى ترجمه: آخوندى
13- ترجمه كشف الارتياب، ج 4 علامه سيد محسن امين ترجمه: تهرانى
14- سخنى چند با موحدين مصطفى نورانى
15- وهابيت آيتالله جعفر سبحانى
--------------------------------------------------------------------------
پى نوشت:
(1)) شورى، آيه 23)
(2)) كهف، آيه 21)
(3)) محمد، آيه 19)
(4)) توبه، آيه 103)
(5)) نساء، آيه 46)
(6)) تاريخ اديان و مذاهب جهان، مبلغى آبادانى، ج 3، ص 1432)
(7)) الذريعه، ج 8، ص 261 كشف الارتباب، ص 06 56)

